پرووال

دویچِر وِرکبوند، (اتحادیه‌ی صنعتکاران آلمان-1907)

پِتِر بِرِنس، (پیوند هنر و صنعت، کیفیت طراحی و تولید)

از دیدی تاریخی زمینه‌ی شکل‌گیریِ اتحادیه‌ی صنعتگرانِ آلمان، کمی پیش از تشکیل آن آغاز شده بود. در آن زمان دارمِشتات، مرکز پیشینِ ایالت هِسِن، (در غرب آلمان) از مراکز مهم آرت نُووُ، (یوگِند اِشتیل) بود. دوکِ بزرگ هِسِن، (ایالتی در غرب مرکزیِ آلمان) از دو هنرمند بزرگِ عصر، یوزف ماریا اولبریخ از بنیانگذارانِ انشعاب وین، معمار و طراح اتریشی و پِت‍ر بِرِنس، معمار و طراحِ آلمانی برای بازگشایی انجمنی هنری دعوت به‌عمل آورد. از سویی دیگر  وایمار، (ویمار) رفته‌رفته از هنر کلاسیک فاصله می‌گرفت و با آنکه دوک آن به هنر توجه چندانی نداشت در اطراف او سیاستمداران و روشنفکرانی بودند که به‌طور جدی از هنر مدرن و هنرمندان حمایت می‌کردند. دعوت از هنرمند بزرگ بلژیکی، آنری وَن دُ وِلد و استقبال از نظرات او در بسطِ ایده‌های مدرن تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر جریانهای رایج هنر آلمان نهاد.

دویچر وِرکبوند یا اتحادیه‌ی صنعتگران آلمان را به نوعی اتمام دوره‌ی یوگِند اِشتیل، (سبک جوان یا آرت نُووُ) و آغاز معماری و طراحی صنعتی مدرن می‌شناسند. این اتحادیه از گردهمایی صاحبان مشاغل، صنایع، طراحان و هنرمندان و با رهبری هِرمان موتِسیوس، ناشر، سیاستمدار و معمار آلمانی به سالِ 1907 در مونیخ پایه‌گذاری شد. اهداف این جنبش به اجمال به شرحی که در ادامه می‌آید بیان می‌شود:

برگزیدن برترین نمایندگانِ جامعه‌ی هنر، صنایعِ‌دستی، طراحی‌صنعتی و تجارت، تجمیع و همگراییِ تمامِ تلاشهایی که به ارتقای کیفیِ طراحی صنعتی و تولید منجر می‌شدند و در آخر فراهم کردنِ زمینه‌ی مناسب فعالیت برای تمام افرادی که دستیابی به کیفیتِ عالیِ کار و تولید، هم در توان و هم خواسته و هدفشان باشد. با وجود آنکه نزد بانیانِ این اتحادیه نسبت به پیروی از فناوریهای مدرنِ تولید کالا اتفاقِ نظر وجود داشت اما از ابتدا تشخیص دو گرایشِ فکری نزد آنها به‌چشم می‌آمد. در‌حالی‌که هِرمان موتِسیوس و پِتِر بِرِنس از روشهای استاندارد‌سازیِ طراحی و صنعتی‌شدنِ حداکثریِ تولید حمایت می‌کردند، آنری وَن دُ وِلد در به رسمیت شناختنِ بیانِ فردی هنرمند در طراحی و تولید تأکید می‌ورزید. رویکردِ نهایی وِرکبوند اما با گرایشِ فکری نخست یعنی استاندارد‌سازی، صنعتی شدن و تولیدِ انبوه سازگار گردید. در آن تاریخ، آنری  کِلِمان وَن دُ وِلد نقاش، معمار و طراح داخلی، از بنیانگذاران آرت نُووُ در بلژیک به عنوان مشاور هنرِ دربار وایمار به خدمت فراخوانده شد، نقش و نظرات او در زمینه‌ی معماری و طراحی صنعتی در سراسر آلمان گسترش یافت، او مدیر و سرپرست مرکز هنر تجاریِ تازه تأسیسِ وایمار میان سالهای 1906 تا 1914 بود. 

وِرکبوند خواهان بازگشت به زیبایی‌شناسی کلاسیک نبود و با تولید ماشینی کالا مخالفت نداشت بلکه بیشتر خواهانِ اصلاحِ فرایند طراحیِ‌صنعتی، استاندارد‌سازیِ تولید و برقراری پیوند میانِ هنر و صنعت بود. نمایشگاهِ مبلمان و لوازم خانگیِ وِرکبوند، (1914-کُلن) که نمایشی از تولیداتِ استاندارد و با کیفیتِ صنعتی بود از نتایجِ نظریه‌های روشن و توفیقِ عملیِ این جنبشِ اصلاح‌گر به‌شمار می‌آید. رسیدن به استانداردهای کیفی طراحی‌صنعتی به منظور تولید انبوه و ارزان در کنار دوامِ طولانیِ کالا. نمایشگاه وِرکبوند شامل لوازم خانگی و مبلمان تولیدی، اثر والتِر گروپیوس، (از اعضاء وِرکبوند) طراح و معمار آلمانی بود که کمی بعد بنیانگذار مهمترین مدرسه‌ی هنری قرن، باوهاوس گردید.

تأثیر راهکارهای عملی وِرکبوند به‌سرعت بر جریانهای هنری و تولیدیِ برخی کشورها نظیر اتریش، انگلستان، سوئد و سوئیس اثر‌ نهاد و به ایجاد تشکیلاتِ مشابه در آنها منجر گردید. در دیدی کلان، نقش وِرکبوند بر روند طراحیِ‌صنعتی و معماری مدرن قابل ملاحظه است، برخی ایده‌های کاربردیِ آن الهام‌بخشِ تدوینِ شیوه‌های نوین آموزشِ هنرهای‌کاربردی در مدرسه‌ی باوهاوس شد. اعضاء وِرکبوند به دانش و شناختِ نظری و خلاقیت در فرایندِ تولیدِ صنعتی اهمیت می‌دادند، نشریه‌ی رسمیِ این اتحادیه به‌نامِ دی‌فُرم میانِ سالهای 1925 تا 1934 به‌طور مرتب منتشر می‌شد. با به قدرت رسیدنِ نازی‌ها در آلمان، این اتحادیه از ادامه‌ی فعالیت باز‌ماند و با وجودِ احیای‌ مجدد آن پس از جنگ جهانی دوم، هیچگاه موفقیت و رونقِ پیشین خود را باز نیافت.

پِتِر بِرِنس، طراح، نقاش و معمار آلمانی از بانیان و اعضاء مؤثر دویچر وِرکبوند آلمان و از پیشگامانِ طراحی صنعتی و معماری مدرن است، هنرمندی که با ایده‌ها و آثار خود به نیازهای نوینِ جامعه و تمدنِ صنعتی پاسخ داد. در دوران فعالیت حرفه‌ای خود سِمتهای مهمِ مدیریتی به او واگذار شد، بِرِنس از بنیانگذارانِ کارگاه‌های مونیخ در سال 1899 به دعوت دوک بزرگ هِسه به دارمشتات دعوت شد تا به تأسیسِ انجمنی هنری در ماتیلدِن هوهِه اقدام کرده و اصلاحاتی در صنایعِ‌دستی منطقه‌ی هِسِن ایجاد کند. بِرِنس و آنری وَن دُ وِلد طراحیِ مبلمان و معماریِ خانه را فعالیتِ هنریِ همسنگ و واحدی می‌دانستند. بِرِنس با فاصله گرفتن از جنبه‌های تزیینیِ آرت‌نُو‌وُ در پیِ یافتنِ زبانِ نوین و کارآمدی در طراحی برآمد و در مسیرِ تجربه‌اندوزی، ابتدا به طراحی اثاث منزلِ خویش پرداخت و با جدیت به خلقِ شیوه‌های عینی، ملموس و عملگرایی در طراحیِ صنعتی و معماری روی آورد.

در اواخر قرن نوزدهم صنعت برق در جوامع صنعتی فراگیر شد، در سال 1907 آ اِ گِ (کمپانی  جنرال الکتریک آلمان)  بِرِنس را در مقام طراح و مشاور هنری به استخدام درآورد و با بهره‌مندی از نبوغ، خلاقیت و بینشِ او به غولی در طراحی‌صنعتی تبدیل شد. آثار بِرِنس برای آ اِ گِ نشانی از تلاش او برای برقراری پیوند میان هنر و صنعت است او در آفرینش آثار خود معمولاً از بکار‌گیریِ عناصر غیر کارآمد و تزیینات غیر ضروری پرهیز می‌کرد و از کار با مواد و اسلوبهای نوین واهمه‌ای نداشت تا جایی که در ساخت بنای کارخانه‌ی توربین‌سازیِ آ اِ گِ برای نخستین‌بار از تیر‌آهن و شیشه‌های بزرگ استفاده نمود. همکاری بِرِنس با آ اِ گِ در زمینه‌های متنوعی از طراحی محصول و آگهی‌های تبلیغاتی تا ساخت خانه‌های کارگری گسترده بود. بِرِنس در 1922 به ریاست بخش معماریِ آکادمیِ وین و در سال 1936 به ریاست آکادمی هنر برلین نایل آمد. او در زمینه‌های متفاوتِ هنری صاحب‌نظر و دارای تجربه بود. حوزه‌ی فعالیت او از نقاشیِ واقعگرایانه تا طراحیِ مبلمان و معماری را شامل می‌شود. او نیز مانند معاصران خود از عرصه‌ی هنرهای کاربردی به معماری وارد شد و طی تجارب حرفه‌ای خود بر اندیشه و کار هنرجویان و شاگردان خویش تأثیر گذاشت. تعدادی از برجسته‌ترین هنرمندان و مدیرانِ مدرسه‌ی هنریِ باوهاوس از جمله والتر گروپیوس، لوکور بوزیه و میس فان‌در روئه از شاگردان او بودند.

 

استفاده از محتوای جُستارها، با ذکر دقیق مأخذ و منبع آنها بلا‌مانع است.
جُستار
جُستار، برگرفته از مصدر جُستن، در معنای لُغَوی بحث، مبحث، گفتار، فصل و مقاله به‌کار برده می‌شود. معمولاً جُستار را مقاله‌ا‌ی پژوهشی درباره‌ی موضوعی مشخص می‌شناسند، اما میان اهالی تحقیق و پژوهش، بین جُستار و مقاله تفاوتی ماهوی وجود دارد. در زبان انگلیسی، جُستار را معادل واژه‌ی اِسِی (Essay) و مقاله را معادل واژه‌ی آرتیکل (Article) می‌نشانند.
جنبشها
جنبش، در نقشِ دستوری اسمِ مصدر (مأخوذ از مصدر جنبیدن)، به معنای لُغویِ حرکت، تحول و تنوع است. جنبش، تلاشی هدفمند و سازمان یافته برای دستیابی به یک نتیجه‌‌ی هنری، فرهنگی یا اجتماعی‌ست. غالبِ جنبشها خواهان تغییرات بنیادی در طرز تلقی مخاطبان یا جامعه‌ی خود بوده‌اند و به این دلیل گاهی مشمول ویژگیهای قاطعیت و عدم مدارا شده‌اند.
سبک‌شناسی
سبک، در کاربرد دستورِ زبانی اسم، مأخوذ از زبان عربی‌ست، معانی لُغوی آن، شیوه، طرز، راه و رسم، راه و روش، قاعده و اسلوب است. به دلیل فراگیر شدن این اصطلاح و پذیرش ذوق عمومی، تلاش برای استفاده از معادلهای فارسی آن به نتیجه نرسیده است. به ویژگیهای ساختاری یک اثر که تعلق آن را به شخص (هنرمند)، مکتب ( باوهاوس)، یا دوره‌ی معینی ( دوران رُنسانس، مدرن)، نشان می‌دهد سبک می‌گویند. سبک شیوه یا روش مشخصی‌ست که در انجام گرفتن کاری یا ساخته شدن چیزی به‌کار می‌رود.

بیشتر بخوانید


با خبرنامه‌ی پرووال
در جریان باشید!

مشترک می‌شوم!

دسترسی به
همه‌ی محصولات!

دانلود کاتالوگ‌ها