پرووال

سبک بین‌المللی، تعریفِ نوینی از ماهیتِ فُرم،

فیلیپ جانسون و لوکور بوزیه

اصطلاح "سبکِ بین‌المللی" اولین‌بار به‌قلم "هِنری راسِل هیچکاک1"، تاریخ‌نگار معماری، (1903-1987) و "فیلیپ جانسون2"، معمارِ آمریکایی، در کتابی که به‌مناسبت برپایی نمایشگاهی از آثار معماران پیشروِ دهه‌های ۲۰ و ۳۰ میلادی در موزه‌ی هنر مدرن نیویورک برپا گردید، مطرح و استفاده شد.

این نمایشگاه حاصلِ مطالعات و سفرهای آن دو، گِرداگِرد اروپا و پژوهش و دقت در گرایشها و سبکهایِ معمارانِ اروپایی و آمریکایی بود. پیش از این تاریخ اما، رویکرد کارکردگرایانه‌ی "آدولف لوس3"،(1870-1933) هنرمند و نظریه‌پردازِ چِک، در معماری و موضع سختگیرانه‌‌اش برابر آرایش و تزییناتِ سبک "آرت نُووُ4"، (در سالهای نخستِ قرن بیستم) در شکل‌دادن به مبانیِ نظری هنر مُدرن آغاز گشته بود. "لوس"، علاوه بر معماری در زمینه‌ی طراحی مبلمان نیز فعالیت داشت. نوشته‌های او بویژه مقاله‌ی "تزیین و جُرم5"، (در سال 1908) زمینه‌ی بَسطِ معماری مدرن در اروپا را فراهم نمود. همانگونه که جنبشها، سبکها و مکاتب دیگری مانند "دِ استیل6"، "سوپرِه‌ماتیسم7"، "دویچِر وِرکبوند8" و "باوهاوس9" نیز، هر یک با رهیافت خود، در جستجویِ خلقِ زبانی بین‌المللى، برای باز تعریفِ فُرم در معماری و طراحی صنعتی برآمدند.
فیلیپ جانسون، از هنرمندان شاخصِ معماری مدرن به شمار می‌آید. در کِلیولند اوهایو به‌دنیا آمد، در دانشگاه هارواردِ کمبریج، (ماساچوست) فیلُولُژی10 (یا زبانشناسی تاریخی و تطبیقی) خواند، همین‌طور درباره‌ی تاریخ و فلسفه‌ی یونان باستان، بویژه آثارِ فلاسفه‌ی پیش‌سقراطی کنجکاو و علاقه‌مند بود و مطالعاتی داشت. تحصیلاتش به دلیل چند سفرِ طولانی به اروپا قطع شد، ملاقات با "لودویش میس فان‌دِر روئه11"، (1888-1969) معمار و طراحِ مبلمانِ آلمانی در سال 1928 رویداد مهمی در زندگی حرفه‌ای او محسوب می‌شود. فان‌دِر روئه در آن ایام، برای "پاویونِ آلمان" در نمایشگاهِ بین‌المللی سال 1929 غرفه‌ای طراحی می‌کرد. او در حرفه‌ی خود فردی با تجربه و کارآزموده بود و با بسیاری از هنرمندان و استادان برجسته‌ی زمان خود مانند "پِتِر بِرِنس12"، (1868-1940) از نخستین معماران و طراحان صنعتی مدرن آلمان، و "والتِر گروپیوس13"، (1883-1969) بانی مدرسه‌ی معماری و هنرهای کاربردی باوهاوس، در ارتباط بود و در شماری از مراکز معتبرِ تبیین و اشاعه‌ی هنر مدرن، مانند "اتحادیه‌ی صنعتگران آلمان"، (دویچِر وِرکبوند) و "گروهِ نوامبر"، (نووِمبِر گروپه14) کارآموزی و فعالیت کرده بود. فان‌دِر روئه، در طراحی و معماری به جستجویِ مفاهیمی بنیادین بود، جوهر تمدنی که حاصل و جلوه‌ی توسعه‌ی علم و فناوریِ قرن بیستم باشد. به این ترتیب ملاقاتِ جانسون با میس، (که کمی بعد سرپرست بزرگترین و مهمترین مدرسه‌ی هنری قرن یا باوهاوس گردید)، جدای اختلافِ سِنی بیست ساله‌شان، پایه‌های ارادتِ محکمی را میانشان ایجاد نمود، تا جایی که وقتی جانسون از آلمان به آمریکا بازگشت، به‌طور جدی به تبلیغِ معماریِ مدرن پرداخت.

جانسون پیش از آفرینش نخستین آثار خود در میانسالی، مُنتقدِ هنر، نویسنده، تاریخ‌نگار و مدیر موزه بود. میانِ سالهای 1930 تا 1936 که سرپرستی گروه معماری موزه‌ی موما15، (موزه‌ی هنر مدرن نیویورک که در آن تاریخ تنها سه سال از بازگشایی آن می‌گذشت) را بر عهده داشت، رفته رفته به حوزه‌ی نقد و طراحیِ معماری علاقه‌مند گردید و همان ایام بود که نمایشگاه مهم "استیل ناسیونال" یا "سبک بین‌المللی" را بر‌پا نمود. جانسون سِمَت خود را طیِ سفارشِ "فِرَنک لوید رایت16"، (1890-1940) طراح، معمار، و نظریه‌پردازِ آمریکایی و بانیِ مکتبِ معماری اُرگانیک17، رها کرد تا به‌تمامی خود را وقفِ معماری کند. او در سال 1949، (43 سالگی) نخستین خانه را برای خویش طراحی کرد. اقامتگاهی موسوم به "خانه‌ی شیشه‌ای18"، (یا خانه‌ی جانسون)، در نیوکِینِن کِنِتیکِت. اثری با شباهتهای بسیار به "فارِنز ورث هاوس19"، اثر میس فان‌دِر روئه، واقع در ایالتِ ایلینوی (که مراحلِ طراحی تا اجرایِ آن از سال 1945 تا 1951 به طول انجامید). خانه‌ی شیشه‌ی سازه‌ی‌ست که در سال 1979 جایزه‌ی بزرگ و مهمِ "پریتزکِر" را از آن خود کرد، (مَبلغِ صد هزار دلار آمریکا، گواهی رسمی و مدال یادبودی با طراحی "لویی سالیوان20"، معمار بلند‌آوزه آمریکایی و از آباء مدرنیسم). ویژگیِ بازشناختی و نمادینِ خانه‌ی شیشه‌ای استفاده از شیشه به جای دیوارِ بناست. شیشه‌های سرتاسری و عریض که میانِ قابهایی فولادیِ زغالی رنگ احاطه شده‌اند. قرارگیری بنا در طبیعتِ باز با چشم‌اندازی زیبا، یادآورِ برخی آثارِ فان‌دِر روئه، مانندِ "ویلایِ توگِندهات21"، (1928-1930) و تفکرِ فِرَنک لوید رایت است؛ ایده‌ی جذابِ ارتباطِ نزدیکِ ساختمان با طبیعت، مفهومِ بنیادینِ موقعیتِ جغرافیایی بنا در فلسفه‌ی معماریِ اُرگانیک، (مانندِ بنایِ  "لوئیز پِنفیلد هاوس22" در اوهایو، 1955).

تجهیزاتِ (متریالِ) اصلی خانه‌ی شیشه‌ای، شیشه، فولاد، و مقدارِ کمتری آجر و چوب است. امروزه استفاده‌ی بیش از انتظار یا اِفراطی از شیشه و فولاد در ساختِ بنا، شاید آثارِ فیلیپ جانسون را به یاد ‌آورد، این در حالی‌ست که تمایلِ استفاده از شیشه در طراحی و ساختِ بنا، پیشتر در آثار معمارانِ آلمانی با تِرم یا اصطلاحِ "گِلَس آرشیتِکتور23"، پیشینه داشت، معمارانی که کارشان استفاده‌ی نامتعارف و گسترده از شیشه در معماری بود.

اما فکر طراحی خانه‌ی شیشه‌ای از کجا آغاز شد؟ جانسون و هیچکاک همزمان با برپایی نمایشگاهِ سالِ 1932 که ماحصلِ دستاوردهای نظریِ آنها حولِ مدرنیسم و معماری بود، ضمنِ معرفیِ چهره‌های شاخصِ این عرصه، به تبیینِ سه اصل در تعریفِ ماهیتِ فُرم در معماری پرداختند. آنها در تلاش برای خلقِ زبانی جهانی در معماری باور داشتند که سازه، جِرمِ ساخته نیست بلکه حجم است و در معماریِ مدرن بهتر است اصلِ تقارنِ محوری جایِ خود را به فُرمهای آزاد، قاطع و فاقدِ تزیینات بدهد. این سه اصل، به ظاهر، در ساختِ خانه‌ی شیشه‌ای در ذهنِ جانسون بوده‌است. در همین قیاس، فرآیند طراحیِ مبلمان نیز باید دارایِ ویژگیهای وضوح، شفافیت، ظرافت و منطق باشد و تا حد امکان از وسوسه‌ی تزیینات بپرهیزد. کمالِ مطلوب از این دیدگاه، در آثار معمارانی چون "لوکور بوزیه24"، "میس فاندِر روئه"، "مارسل بروئر25"، (1902-1981) و برخی معمارانی که در پیِ ظهور و گسترش نازیسم و خفقان سیاسی و اجتماعی از اروپا به آمریکا مهاجرت کرده بودند، متجلی بود. در واقع برشمردن وجوه مشترک میان کار معماران اَوان‌گارد، (پیشرو) و نامیدنِ روشِ کار آنها تحت عنوانِ "سبک بین‌المللی" امکانِ توسعه‌ی نگرش و دستاورد ایشان را در سطحی وسیع فراهم نمود.

خانه‌ی شیشه‌ای برفراز تپه‌ای در املاک جانسون قرار گرفته است این خانه با ظاهر هندسیِ ساده، فقدانِ تزیینات، پرهیز از تعبیه‌ی دیوارهای جدا‌کننده، شفافیت و وضوح، استفاده‌ی مقتصدانه از آجر و فولاد و روحیه‌ی عمومیِ کمینه‌گرای آن، طیِ طریقی از "مدرنیسم26" تا "مینیمالیسم27" را محقق می‌کند. کفِ آجری خانه همسطح زمین نیست و حدود 25 سانتیمتر ارتفاع دارد. ورودی خانه دلباز و گشوده است، کابینتهایِ کوتاهِ چوبِ گردو، قسمتهایی از فضای خانه را تفکیک و به آنها هویت بخشیده است، (آشپزخانه و اتاقِ خواب). بخشی از فضای داخلی خانه‌ی شیشه‌ای، طراحیِ استوانه‌ای آجری‌ست که درون آن به حمام و دستشویی اختصاص دارد، در حالی‌که در مرکزِ دیواره‌ی آن شومینه‌ای تعبیه شده و به همین دلیل امتداد و ادامه‌اش، چون دودکشی از بام خانه فراتر رفته است. جانسون در فاصله‌ی 15 متری خانه‌ی شیشه‌ای، "خانه‌ی مهمان" را با همان تناسبات برپا داشته، تمام دیوارهای مهمان‌خانه، آجری‌ست و نورگیرِ آن تنها سه پنجره‌ی دایره شکل است که سه اتاقِ خانه، یعنی دو اتاقِ خواب در طرفین و اتاقِ مطالعه در مرکز را روشن می‌کنند. خانه‌ی مهمان که ساختِ آن همزمان با خانه‌ی شیشه‌ای انجام شده، آن‌طور که انتظار می‌رود گشوده و راحت نیست. البته جانسون تعبیرِ جالبی درباره‌ی فلسفه‌ی ساخت آن دارد: "ماهی و مهمان هر دو بعد از سه روز بو می‌گیرند".

 اکنون بازدید از این خانه برای مشتاقانش آزاد است و "بنیادِ ملی حفظِ آثار تاریخی آمریکا" نگهداریِ آن را بر عهده دارد. جانسون بعد از طراحی چند بنا به سبک آثارِ فان‌دِر روئه و بروئر، در برنامه‌ی طراحی و ساختِ آسمانخراشِ سی و نه طبقه‌ی "سیگرام" در خیابانِ پارکِ نیویورک با فان‌دِر روئه همکاری نمود. نتیجه‌ی این همیاری به تحول کار جانسون انجامید و موجب شد تفکرِ طراحی معماری او به عرصه‌ی عمومی جامعه وارد شود.

آفرینشهای جانسون به لحاظ سبک‌شناختی متنوع‌اند و گروهی از آنها از محدودیتِ تعاریفِ "سبک بین‌المللی" و "معماری مُدرن" می‌گذرند. استفاده‌ی غالب از مصالحِ جديد مانند فولاد و شیشه، طراحیِ پلان آزاد، دوری از تقارنِ محوری و پرهیز از بکارگیری تزیینات در معماری از ویژگیهای آثار اوست.


"شارل اِدوار ژانرِه‌ گِرِی28" با نام مستعار "لوکور بوزیه"، طراح، نقاش، معمار، شهرساز و نویسنده‌ی سوئیسی-فرانسوی، از چهره‌های تأثیرگذار هنر سده‌ی بیستم، از پیشگامان "مدرنیسم" در معماری و از بانیان "سبک بین‌المللی‌"ست. در شهر کوچکِ "لا‌شو دُ‌ فون29" در شمالِ غربِ سوئیس، (مرز فرانسه) به‌دنیا آمد، از کودکی شیفته‌ی هنر بود و در مدرسه‌ی هنرهای تزیینیِ آن شهر به آموزش مقدمات هنر و مبانی پرداخت، به کِشِش و جذابیت سبک آرت نُووُ علاقه‌مند شد و طیِ سالیانی از هنرمندانِ شاخِصِ آن سبک، مانند یوزف هوفمانِ30 اتریشی، (1870-1956) تونی گارنیه31 فرانسوی، (1869-1948) اُگُست پِرِه فرانسوی32، (1874-1954) و بانیانِ "اتحادیه‌ی صنعتگران آلمان" از جمله، پِتِر بِرِنس آلمانی، چیزهایی آموخت؛ همین‌طور از طریقِ مطالعه‌ی نشریات، از سبک "معماری اُرگانیکِ" فِرَنک لوید رایت در آمریکا، مطلع بود. نخستین آثار معماری لوکور بوزیه -شامل طراحی و ساخت چند ویلای شخصی برای خود و خانواده‌اش-حاکی از مطابقتِ آنها با سبکِ معماری و شهر‌سازیِ بومی سوئیس ا‌ست. "ویلای فالِ33"، (1905-1906)، "ویلای ژانرِه پِرِ34"، یا خانه‌‌ی سفید، (1912) و "ویلای شوآب35"، (1912-1916).

فرایند کسب تجربه، کارآموزی و مطالعات وی در هنر و معماری گسترده و مفصل است. وجه غالب کارهای نخست و دوران جوانی او پیروی از الگوهای هندسی، منطقی و کارکردگرایانه در معماری‌ست. استفاده از ستون برای برپایی ساختمان، بامهای مُسطح با فضای سبز، (روف گاردِن) استفاده از پنجره‌های عریض و سرتاسری، طراحیِ پلان آزاد و رُجحانِ ساختِ بنا در فضای باز، توصیف تعدادى از آفرینشهای مطرحِ لوکور بوزیه است.

"ویلایِ سَوُآ36" یکی از مهمترین بناهایی‌ست که لوکور بوزیه آفریده و در کنار شانزده اثر دیگر او در "میراث جهانی یونسکو" به ثبت رسیده‌ است. ساخت این ویلا -واقع در پوآسی37، ناحیه‌ی ایل دُ فِرانس38- از سال 1928 تا 1931 به طول انجامید. ویلای سَوُآ از آثار مهم معماری قرن بیستم و ساختمانی کلیدی برای بسطِ "سبک بین‌المللی" در معماری‌ست. "خانه‌ی گی‌یِت39"، (1927) اقامتگاهِ نقاش، طراح و منتقدِ هنر ، واقع در آنتوِرپ40، بلژیک، و دو خانه-ویلا، به نامهای "خانه‌ی لا‌روش41" یا "خانه‌ی سنگی" و "خانه‌ی ژانُرِ42" که با همکاری "پی‌یِر ژانُرِ43" میانِ سالهای 1923 تا 1925 در پاریس، ساخته شدند، نمونه‌های کاملی از  تحققِ ایده‌های لوکور بوزیه و پی‌یِر ژانُرِ درباره‌ی معماری‌ هستند که تحتِ عنوان پنج نکته درباره‌ی معماریِ مدرن منتشر شدند.

لوکور بوزیه برخی از اصول و نظریه‌های "سبک بین‌المللی" را در سال 1923 در کتابی موسوم به "به سویِ معماری نوین44" منتشر کرد. این کتاب، مجموعه‌ جستارهایی پیرامونِ معماری‌ست که پیشتر در مجله‌‌ی "اِسپری نُووُ45" منتشر می‌شد. البته علاقه‌ی او به ساختِ بناهایی منطبق با الگوهای هندسی، ظاهری منطقی و غیر احساسی و خصلتی کارکردگرایانه، در دهه‌ی پنجاه میلادی به‌مرور کمتر و به سوی شکلهای اندام‌وار یا فرمهای اُرگانیک متمایل شد. "کلیسایِ کاتولیکِ نوتْردامِ رونْشان46"، (1955) "پاویون یا غرفه‌ی فیلیپس47"، (1958)، برای نمایشنامه‌ی بین‌المللیِ بروکسل و "کلیسای کاتولیکِ سَن پی‌یِر48" در لوآر49 فرانسه (که ساخت آن پنج سال پس از درگذشت لوکور بوزیه در سال 1970 آغاز و اتمامِ آن تا سال 2006 ادامه یافت) نمونه‌هایی از آخرین آفرینشهای اوست که استفاده از بِتُن در ساختِ برخی از این سازه‌ها به حد کمال و پختگی رسیده است.

لوکور بوزیه را از بانیانِ سبک یا اندیشه‌ی "پوریسم50" در هنر می‌شناسند. اصطلاح "ناب‌گرایی" یا "پوریسم"، نخستین‌بار توسط "آمِدِه اُزانفان51"، (1886-1966) نقاش، مدرس و هنری‌نویس فرانسوی در مقاله‌ای در مجله‌ی "52"، (یا جهش) مطرح شد. نشریه‌ای که در سال 1915 به کوششِ او و "ماکْسْ ژاکوب53"، (1876-1944) شاعر، نویسنده و نقاش فرانسوی و "گیوم آپولینِر54"، (1880-1918) شاعر و منتقد فرانسوی، منتشر می‌شد. "پوریسم"، تفکری درباره‌ی اصلاحِ سبک "کوبیسم" یا حجم‌گرایی و بَسطِ آن در مسیری مناسب و همسو با عصر مدرن بود، چرا که به باورِ بانیان آن، (آمِدِه اُزانفان و لوکور بوزیه)، از مسیر بَدْوی خود منحرف و به سمتِ ظواهرِ تزیینی و انتزاعی گرویده بود. سرانجام در سال 1918 اوزلنفان و لوکوربوزیه عقاید خود را در کتابی موسوم به "پس از کوبیسم55" منتشر نمودند.

انتشار مجله‌ی "اِسپری نُووُ" یا "روح نوین" که میان سالهای 1920 تا 1925به همت آنها منتشر ‌شد، گام دیگری برای پرداختن به نظرات و مباحثِ متنوعِ هنری از طراحی و موسیقی تا سینما و ادبیات بود. فرضی وجود دارد که توجه بیش از انتظار به مباحثِ نظری، مانع تحقق پوریسم به عنوان جریان یا سبکی جِدّی در تاریخ هنر شده باشد. به هر روی ایده‌ی پوریسم بویژه در نقاشی، با بها دادن به عینیت و وضوح، با نمایشِ اشیایی ساده مانند ظروف، آلاتِ موسیقی و غیره و طراحیِ آنها به شکلِ صُوَرِ منظمِ هندسی، فصلِ کوتاهی از یک جریانِ فکری و هنری را در تاریخ هنر ثبت و واجدِ هویت نمود.

جریانی که به توسعه‌ی سبکِ معماری بین‌المللی انجامید، از بَطنِ جنبش مدرن در ایالات متحده‌ی آمریکا و با الهام از آثارِ فِرَنک لوید رایت و بویژه میس فان‌دِر روئه و فیلیپ جانسون آغاز شد؛ در اروپا نیز، اقبال از این سبک تحتِ تأثیر اندیشه‌ها و آثار آدولف لوس و پِتِر بِرِنس محقق گردید. تأسیس مهمترین مدرسه‌ی معماری و هنر‌های کاربردی قرن با نام باوهاوس به همت والتر گروپیوس، (1883-1969) و شیوه‌های مدیریتیِ کارآمدِ تربیتِ هنرمند-صنعتگر از طریقِ تدوینِ برنامه‌های دقیقِ آموزشی، منجر به ایجاد جریانی قدرتمند و جهانشمول در هنر شد، تا جایی که پس از گذشت یک قرن از بازگشایی این مدرسه، زیبایی‌شناسی آفرینشها و تولیدات باوهاوس را با "سبکِ بین‌المللی" یکی می‌پندارند. شاید "سبک بین‌المللی" نتیجه‌ی آمیختگیِ اندیشه‌های باوهاوس و روشهای ساخت بنا با مواد جدیدی مانند فولاد و شیشه بود.

پی‌نوشتها:

  1. Henry-Russell Hitchcock
  2. Philip Cortelyou Johnson
  3. Adolf Franz Karl Viktor Maria Loos
  4. Art Nouveau
  5. Ornament and Crime
  6. De Stijl
  7. Suprematism
  8. Deutscher Werkbund
  9. Bauhaus
  10. Philology
  11. Ludwig Mies van der Rohe
  12. Peter Behrens
  13. Walter Adolph Georg Gropius
  14. Le Novembergruppe
  15. MoMA, The Museum of Modern Art 
  16. Frank Lloyd Wright
  17. Organic architecture
  18. The Glass House
  19. The Farnsworth House
  20. Louis Henry Sullivan
  21. Villa Tugendhat
  22. The Louis Penfield House
  23. Glass Architecture
  24. Le Corbusier
  25. Marcel Lajos Breuer
  26. Modernism
  27. Minimalism
  28. Charles-Édouard Jeanneret, known as Le Corbusier
  29. La Chaux-de-Fonds
  30. Josef Hoffmann
  31. Tony Garnier
  32. Auguste Perret
  33. Villa Fallet
  34. The Villa Jeanneret-Perret
  35. Villa Schwob, also Villa Turque
  36. Villa Savoye
  37. Poissy
  38. Île-de-France
  39. Maison Guiette, also known as Les Peupliers, is a house in Antwerp
  40. Antwerp
  41. Villa La Roche, also Maison La Roche
  42. Villa Jeanneret
  43. Pierre Jeanneret
  44. Toward an Architecture
  45. L'Esprit nouveau
  46. Notre Dame du Haut, is a Roman Catholic chapel in Ronchamp, France. Built in 1955.
  47. The Philips Pavilion
  48. Saint-Pierre, Catholic chapel
  49. Loire
  50. Purism
  51. Amédée Ozenfant
  52. L'elan
  53. Max Jacob
  54. Guillaume Apollinaire
  55. Après Le Cubisme
استفاده از محتوای جُستارها، با ذکر دقیق مأخذ و منبع آنها بلا‌مانع است.
جُستار
جُستار، برگرفته از مصدر جُستن، در معنای لُغَوی بحث، مبحث، گفتار، فصل و مقاله به‌کار برده می‌شود. معمولاً جُستار را مقاله‌ا‌ی پژوهشی درباره‌ی موضوعی مشخص می‌شناسند، اما میان اهالی تحقیق و پژوهش، بین جُستار و مقاله تفاوتی ماهوی وجود دارد. در زبان انگلیسی، جُستار را معادل واژه‌ی اِسِی (Essay) و مقاله را معادل واژه‌ی آرتیکل (Article) می‌نشانند.
سبک‌شناسی
سبک، در کاربرد دستورِ زبانی اسم، مأخوذ از زبان عربی‌ست، معانی لُغوی آن، شیوه، طرز، راه و رسم، راه و روش، قاعده و اسلوب است. به دلیل فراگیر شدن این اصطلاح و پذیرش ذوق عمومی، تلاش برای استفاده از معادلهای فارسی آن به نتیجه نرسیده است. به ویژگیهای ساختاری یک اثر که تعلق آن را به شخص (هنرمند)، مکتب ( باوهاوس)، یا دوره‌ی معینی ( دوران رُنسانس، مدرن)، نشان می‌دهد سبک می‌گویند. سبک شیوه یا روش مشخصی‌ست که در انجام گرفتن کاری یا ساخته شدن چیزی به‌کار می‌رود.
سبکها
سبک، در کاربرد دستورِ زبانی اسم، مأخوذ از زبان عربی‌ست، معانی لُغوی آن، شیوه، طرز، راه و رسم، راه و روش، قاعده و اسلوب است. به دلیل فراگیر شدن این اصطلاح و پذیرش ذوق عمومی، تلاش برای استفاده از معادلهای فارسی آن به نتیجه نرسیده است. به ویژگیهای ساختاری یک اثر که تعلق آن را به شخص (مثلِ هنرمند)، مکتب (مثلِ باوهاوس)، یا دوره‌ی معینی (مثلِ دوران رُنسانس یا مدرن)، نشان می‌دهد سبک می‌گویند. سبک شیوه یا روش مشخصی‌ست که در انجام گرفتن کاری یا ساخته شدن چیزی به‌کار می‌رود.

بیشتر بخوانید


با خبرنامه‌ی پرووال
در جریان باشید!

مشترک می‌شوم!

دسترسی به
همه‌ی محصولات!

دانلود کاتالوگ‌ها